... !
سلام با یه عالم شرمندگی برا اینکه بد قولی کردمو خیلی دیر به دیر وبلاگ و آپ
کردم این بارم که اومدم فقط به خاطر کسی که پیغاماش برا من مثل آمپول انرژی
میمونه و هر وقت یه سر اونم برا چند ثانیه میومدم نت تنها کسی که یادم بود اون بود
این متن رو هم به مهربونیش تقدیم می کنم تقدیم به سارا ...

برآنم كه تمام خورشیدها را
چون شكوفههای نارنج
بر طرّّه مویت بنشانم.
اما تو
به دورها چشم دوختهای :
از كهكشانی دیگر
و سیارهای دیگر
شكوفهای یخین را انتظار میكشی
كه برای چیدنش
میباید
سفری طولانی بیاغازم
و در راه بازگشت
تشنه
بمیرم.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 16:41  توسط مرتضی
|
